۸ سپتامبر ۲۰۲۶ – در یک مطالعه مقطعیِ که اخیراً در نشریه The Journal of Nutrition منتشر شده است، پژوهشگران ارتباط بین الگوهای غذایی مرتبط با زمان (زمانبندی خوردن) با سندرم متابولیک (MetS) و چاقی را در بزرگسالان کرهای بررسی کردند.
سندرم متابولیک و چاقی از عوامل خطر اصلی برای بیماریهای متابولیک هستند. شیوع سندرم متابولیک و چاقی در کره در سال ۲۰۲۲ به ترتیب ۲۸.۶٪ و ۳۸٪ بوده است. فرض بر این است که رژیم غذایی یک عامل تعیینکننده قابل تغییر و مهم در این شرایط است. همچنین تحقیقات نشان میدهد که کرونو-تغذیه (Chrononutrition) یا همان زمانبندی خوردن، نقش مهمی در سلامت متابولیک ایفا میکند.
دریافت غذا به همگامسازی ساعتهای بیولوژیک (Circadian clocks) کمک میکند، در حالی که غذا خوردن در زمانهای نامناسب بیولوژیکی ممکن است ریتمهای شبانهروزی را مختل کند. مطالعات انسانی و حیوانی، زمانبندی وعدههای غذایی را با سندرم متابولیک و چاقی مرتبط میدانند. در موشها، تغذیه در فاز نوری (که فاز معمول استراحت آنهاست) منجر به دریافت انرژی بیشتر و افزایش وزن نسبت به تغذیه در فاز تاریکی شد.
در انسانها، تأخیر در اولین وعده غذایی با قند خون ناشتا (FBG)، دور کمر (WC) و فشار خون دیاستولیک (BP) بالاتر مرتبط است. با این حال، اکثر مطالعات برای ارزیابی زمانبندی وعدهها بر پرسشنامههای خودگزارشی تکیه کرده و بر جنبههای فردی رفتار تغذیهای تمرکز داشتند.
دربارهٔ این مطالعه
در مطالعه حاضر، پژوهشگران الگوهای غذایی مرتبط با زمان و رابطه آنها با سندرم متابولیک و چاقی را در بزرگسالان کرهای بررسی کردند. این مطالعه شامل شرکتکنندگانی از چرخهٔ هفتم و هشتم «بررسی ملی سلامت و تغذیه کره» بود که از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ انجام شد. شرکتکنندگانی که باردار یا در حال شیردهی بودند، تشخیص یا درمان فشار خون بالا، دیسلیپیدمی (اختلال چربی خون) یا دیابت داشتند، گزارشهای غیرمنطقی از میزان انرژی دریافتی داشتند، یا دادههای تغذیهای، متابولیک، آنتروپومتریک (تنسنجی) یا متغیرهای همگام آنها ناقص بود، از مطالعه حذف شدند.
دریافت غذایی با استفاده از یک روش «یادآوری ۲۴ ساعته خوراک ها» ارزیابی شد؛ شرکتکنندگان نوشیدنیها و غذاهای مصرف شده در روز قبل، از جمله زمان، اندازه وعده و ترکیبات را گزارش کردند. میزان مواد مغذی و انرژی با استفاده از پایگاه داده ترکیبات غذایی تعیین شد. از «شاخص تغذیه سالم کره» برای ارزیابی کیفیت رژیم غذایی استفاده شد.
یک «موقعیت خوردن» بهصورت یک دوره خوردن یا آشامیدن تعریف شد که حداقل ۵۰ کالری در یک زمان واحد فراهم کند و بیش از ۱۵ دقیقه از موقعیت قبلی فاصله داشته باشد. تیم تحقیق، وعدههای صبحانه، ناهار و شام را به ترتیب از ۵ صبح تا ۱۰:۵۹ صبح، از ۱۱ صبح تا ۴:۵۹ بعد از ظهر، و از ۵ بعد از ظهر به بعد تعریف کردند.
فاصله زمانی بین اولین و آخرین موقعیت خوردن در روز، «پنجره خوردن» تعریف شد. زمان رسیدن به نصف کل انرژی مصرفی نیز «نقطه میانی کالری» نامیده شد.
سندرم متابولیک با داشتن حداقل سه مورد از موارد زیر تعریف شد: قند خون ناشتا ≥100 میلی گرم در دسی لیتر، تریگلیسیرید≥150 میلی گرم در دسی لیتر، کلسترول HDLکمتر از ۴۰ میلی گرم در دسی لیتر(یا کمتر از ۵۰ برای زنان)، چاقی شکمی (دور کمر ≥90 سانتی متریا ≥85 سانتی متر برای زنان])، و فشار خون بالا (سیستولیک ≥130 میلی متر جیوهیا دیاستولیک≥85 میلی متر جیوه). چاقی نیز با شاخص توده بدنی (BMI) ≥25 کیلوگرم بر متر مربعتعریف شد.
برای استخراج الگوهای تغذیهای مرتبط با زمان، از روش خوشهبندی K-meansروی پنجره خوردن، تعداد دفعات خوردن، و نسبت انرژی صبح و عصر استفاده شد. برای ارزیابی ارتباط بین الگوها و سندرم متابولیک/چاقی، رگرسیون لجستیک انجام شد. تحلیلها نسبت به سن، جنسیت، تحصیلات، درآمد، وضعیت تاهل، مصرف الکل، کار شیفتی، وضعیت سیگار، فعالیت بدنی، مدت خواب، کل انرژی دریافتی، BMIو الگوهای رژیم غذایی تعدیل شدند.
یافتهها
تیم تحقیق سه الگوی تغذیهای مرتبط با زمان را شناسایی کرد: زودهنگام (Early)، دیر-کوتاه (Late-short)، و میانوعدهای (Grazing). از میان نزدیک به ۱۷,۰۰۰ شرکتکننده، ۳۶.۲٪ الگوی زودهنگام، ۳۲.۷٪ الگوی میان وعده ای و ۳۱.۱٪ الگوی دیر-کوتاه داشتند. الگوی زودهنگام شامل بالاترین نسبت دریافت انرژی روزانه قبل از ساعت ۱۱ صبح، کمترین دریافت بعد از ساعت ۵ عصر و زودترین نقطه میانی کالری بود.
توزیع انرژی در الگوی زودهنگام نسبتاً یکنواخت بود. الگوی میان وعده ای با طولانیترین پنجره خوردن و بیشترین تعداد دفعات خوردن مشخص شد. الگوی دیر-کوتاه دارای کمترین نسبت دریافت انرژی قبل از ساعت ۱۱ صبح، بیشترین دریافت بعد از ساعت ۵ عصر، کوتاهترین پنجره خوردن، دیرترین نقطه میانی کالری و کمترین تعداد دفعات خوردن بود.
الگوی دیر-کوتاه در مقایسه با الگوی زودهنگام، با افزایش احتمال ابتلا به سندرم متابولیک و عوامل خطر مرتبط با آن مانند فشار خون بالا، تریگلیسیرید و قند خون ناشتا همراه بود. در مقابل، الگوی میان وعده ای (خوردن در بازه طولانی با دفعات زیاد) در مقایسه با الگوی زودهنگام، با افزایش احتمال قند خون ناشتا بالا، اما با کاهش احتمال چاقی شکمی و چاقی کلی همراه بود.
نتیجهگیری
به طور کلی، شرکتکنندگانی با الگوی تغذیهای دیر-کوتاه، نسبت به کسانی که الگوی زودهنگام داشتند، بیشتر در معرض سندرم متابولیک، فشار خون بالا، قند خون ناشتا و تریگلیسیرید بالا بودند. علاوه بر این، شرکتکنندگانی با الگوی میان وعده ای، احتمال قند خون ناشتا بالا در آنها بیشتر، اما احتمال چاقی شکمی و چاقی کلی در آنها کمتر بود.
نویسندگان هشدار دادند که طراحی مقطعی مطالعه نمیتواند رابطه علی و معلولی را اثبات کند و استفاده از یادآوری ۲۴ ساعتهٔ خوراک ها ممکن است بازتابدهنده الگوهای همیشگی نباشد. همچنین متغیرهای مخدوشکننده باقیمانده، و اطلاعات ناقص از زمان خواب نیز ممکن است بر یافتهها تأثیر گذاشته باشند. در مجموع، یافتهها نشان میدهند که توزیع و زمانبندی دریافت انرژی در طول روز، حتی پس از در نظر گرفتن کیفیت رژیم غذایی و کل انرژی دریافتی، با سلامت متابولیک مرتبط است.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260908/Why-a-shorter-eating-window-may-not-mean-better-metabolic-health.aspx